دانش از منقار قناري قفس حافظ معلق است
و عرفان از دود سيگار پنجاه و هفت بالا ميرود
اينجا شلوغ است،
آدامسهاي رفاقت
چسب زخمهاي عشق
و تهوع در ترن هوايي
در حيات
درخت كاجي روييده
مرگ بر شانهاش منتظر
عصر ميشود
خشكيده نان تنهايي
و روز
اميد پاياني قانع
تنها بليطهاي كاغذي ميدانند
چند ساعت بايد چرخيد!
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 20:18  توسط ليلا
|
