تبليغاتX
آبي - سه

آبي

گاهي مينويسم

دانش از منقار قناري قفس حافظ معلق است

و عرفان از دود سيگار پنجاه و هفت بالا مي‌رود

اينجا شلوغ است،

آدامس‌هاي رفاقت

چسب زخم‌هاي عشق

و تهوع در ترن هوايي


در حيات

درخت كاجي روييده

مرگ بر شانه‌اش منتظر


عصر مي‌شود

خشكيده نان تنهايي 

و روز

اميد پاياني قانع


تنها بليط‌هاي كاغذي مي‌دانند

چند ساعت بايد چرخيد!


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 20:18  توسط ليلا  |