سوار بر وانتهاي كاغذي
هزار رنگ ابرها هراسان
به كوچستان علفزارها ميروي
نه!
نه ديگر آن زخمها منتظر شنيدن
نه آن پكها بهانه ديدن
نه آن كوهها براي درنورديدن!
حالا فقط مردي كه از پلهاي زنانگي
در استغناست!
تو را تمام لبهاي بي كلام
بدرقه راه باد!
+ نوشته شده در شنبه نهم خرداد 1388ساعت 19:20  توسط ليلا
|
